بسم رب الشهدا یکی بود یکی نبود...
عشق چیه؟ شهید کیه؟
آخرين مدرك
دانشگاه عشق شهادت است وآناني را كه خالصانه پا در مكتب عشق گذاشتند و عاشقي را
پيشه خود كردند را ‹شهيد› مينامند.
نميدانم
چرالفظ عشق را در كنار هر واژه اي جز شهادت مي آورند غريبي اين كلمه را حس ميكنم- آخر
عشق را چه به شيرين وليلي 'مكتب عشق كجا و هوس بازي و سردرگمي خسرو و فرهاد ها
كجا؟
البته منكر
نشويم كه آنها هم خرد بچهگاني بودند كه در كوچه هاي شهري از شهرهاي عشق بازي
ميكردند. اما كام معشوقه هاي آنان كجا و
كام قرب الهي كجا؟
بگذاريد سند
بياورم: اگر فرهاد براي رسيدن به عشقش كوه مي شكافت وسنگ ميشكست 'اين عاشقان حقيقي
سينه ميشكافتند و سر مي شكستند'
فرق است بين جنون و ديوانگي, مجنون از روي عقيده
و ايمان عقلش را ميبازد و ديوانه از روي هيچ بي عقل ميشود؛ وچه خوش است اين جنون
هنگامي كه نزد پروردگارشان قهقهء مستانه ميزنند و عند ربهم- يرزقونند. وزمينيان در
محشر انگشت به دهان مگيرندو حسرت ميخورند.
خوشا به حالشان

‹بسيجي شهيد محمد حسن يزداني›
مزد اين
عاشقي شهادت و شفاعت است و مزد آن عشق كه در معني هوس است جز هلاكت وتاسف
نيست.
منظور كلام
اين است كه در مملکت عشق فقط بايد نور خدا حاكم باشد كه اگر اين شود شهد وصال
وسعادت كام ها را شيرين ميكند، در غير اين صورت حاكم اين كشور هوس است وشيطان كه
نابود ميكند عمر ادمي را واز بين ميبرد سرمايه جواني را.
به همين دليل
است كه پيامبر اكرم فرمودند:
*هر كس در
اين دنيا عاشق شود وبوسيله تقوا و پاكدامني خود را نگه دارد اگر بميرد شهيد
محسوب ميشود .*

+ نوشته شده توسط مشمول در دوشنبه
1387/09/04 و ساعت
18:30 |